جـــــــــرس . . .
یا حنّان
بوی باران بوی سبزه بوی خاک
شاخه های شسته باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال لاله ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی نوشی زجام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
سلام.
بازهم بهاری زیبا از راه رسید، بهاری که با ولادت سرور کائنات، جلوه ای دیگر به رخسار زمین بخشیده....
و گلها که سلام آفتابند به زمین، روئیدند!
نه تابستانی باشید که بسوزانید... نه زمستانی که بلرزانید... بهاری باشید که برویانید.
بهارتان سرشار از تمام نیکی ها باد.
هو الحنان
مهربان ترینم می گوید گنگم! چه کنم؟!! بیشتر می پسندم!!

*1* توی یکی از کتاب های پایه ی ابتدایی، تصویری از یک خانواده ی خوشبخت : یک بابایی، یک مامانی، یک پسر و ... اشتباه نکنید!! و یک پسر دیگه!
نمیدونم این عکس عوض شده یا نه. اما تا یکی دو سال پیش که بود!
به ذهن کودکمان القا می کنیم که خانواده ای خوشبخت است که فرزند پسر داشته باشد، آن هم تنها پسر!
*2* یادتونه؟! کتاب علوم اجتماعی عزیزمون؟! خانواده ی آقای هاشمی! همونا که کازرونی بودن.
مریم و علی:
مریم فرزندی فاقد مدیریت زمان، فاقد کنترل هیجانات،احساسی، تنبل و به قول خودمون دست و پا چفلتی! همیشه عقب تر از آقا داداششه!
ولی علی : فرزندی بسیار پر کار، یاری دهنده به والدین، پیشنهاد کننده ی راه حل های مفید برای حل مشکلات خانواده،دقیق، برنامه ریز و ...
![]()
*3* آگهی های بازرگانی:
تبلیغ پودر یخچال از زبان شیرین دخترکی مظلوم : یه روز خوب یعنی من و مامان و امرسان!
تبلیغ پودر لباس شویی : توصیه های یک مادر مهربان و زحمت کش به فرزند دختر خود، مامانی پودری خوبه که فلان باشه،بیسان باشه، لکه بر باشه و ...
القای جایگاه خدماتی برای یه زن
*4* امام خمینی رحمه الله علیه : از دامن زن،مرد به معراج می رود.
همش دارم فکر میکنم آیا با رخت شستن و ظرف شستن و رفت و روبه که یه زن موجب میشه بستری برای معراج مرد به وجود بیاد؟!
قطعا با خوندن چنین متنی باز دوباره یه سری انسان کوته فکر می گن یه ضعیفه بلند شده و داره ادعای حقوقی می کنه!
هیچ جور تو این بحث ها نیستم.
کاش ممکن بود توی زندگی، هر ازگاهی یه ترمزی بزنیم و به دور و برمون نگاه کنیم. یه ارزیابی کوچیک.
هدف آموزش و پرورش توی ایران اینه که دانش آموزان رو حقیقتا معتقد به جمهوری اسلامی کنه. اما آیا نتیجه داده؟
یه نگاه به سطح جامعه کافیه! چقدر از جوونا (صرف نظر از نسل انقلاب) به نظام مقدس جمهوری اسلامی معتقدن؟ چند نفرمون قدرت تمییز داریم برای سنجیدن افعال خودمون و افعلا دولتمردامون؟
سایه ی آقامون مستدام، خیلی سال پیش فرموده بودند که مشکل جامعه ی ما اینه که هر کی سر جای خودش و درست ایفای نقش نمی کنه.
یه نگاه سطحی به احادیث و روایات، تبیین کننده ی جایگاه بانوان جامعه ی اسلامیه.
اما الان؟ دخترای الان؟ خانوم هامون؟!
دلم می سوزه.
دلم می سوزه که از همون ابتدا میایم توی ذهن پسر و دختر کوچولومون که داره شاکله ی شخصیتش شکل میگیره به زور فرو می کنیم که آره، یه زن از مدیریت خوب برخودار نیست،یه زن باید همش نقش خدماتی داشته باشه.
میشه تصور کرد نه؟
تصور جامعه ای که ارج و منزلت حقیقی زن بهش داده شده، و اون خودش هم شایسته ی مقام اصلیشه، فکرش رو کنید! مادرانی که فرزندانشون رو تربیت می کنن!نه اینکه ولشون کنن تا خودشون بزرگ بشن. مادرانی که به کمک پدرانی فرهیخته اندیشه ی فرزندانشون رو به طور صحیح شکل میدن.
کاش بشه تا اون روز زود تر برسه...
زنی که مسلمون باشه، دنبال علم و دانش باشه حتما به این دسته از روایات بر میخوره که انجام کارهای خونه (پخت و پز، شست و شو و ...) یعهده ی زن نیست، اما کنارش این حدیث رو هم می خونه که مستحب موکده که زن توی کارهای خونه به همسرش کمک کنه،این حدیث رو هم می خونه که نزدیک ترین ساعات زندگی زن به پروردگار، ساعاتیه که زن به انجام امور منزل همسرش مشغوله. حتما داستان زندگی تنها زوج معصوم عالم رو هم میخونه و اگه مسلمان باشه حتما بهترین زندگی رو خواهد داشت.
اما این مهمه که چه اندیشه ای ورای افعال ما باشه.
با افتخار تمام پخت و پز برای همسرم رو یه عبادت می دونم
یا این که فکر میکنم نه..من مجبورم...چه فایده...اینا کار منه...
نمیدونم. مرد ها دوست دارن فقط یکی باشه که براشون در نهایت بی خردی و بی میلی یه چیزی بپزه تا بخورن،یا به گوششون خورده که تمام عواطف و احساسات و امیال بشر بر طبیعت اثر گذاره و ترجیح میدن زنی با افتخار و در نهایت فهم و شعور، با یه دل خوش و رضایت براشون غذایی رو تهیه کنه به امید اینکه این غذا قوت عبادت مردش باشه...
وقتم کمه...
می دونم الان مهربان ترینم اگه بخونه با یه لبخند میگه کاش مقاله ش می کردی، کمی رسمی تر...
به روی چشم. در فرصتی مقتضی تر
مقاله ی رسمیش میکنم. خواستم بگم تا از ذهنم دور نشه.

یاحنان
مدت مدیدی بود، مشغله امان نمی داد تا اندکی به خود بپردازم...
هر چند فرمود ننویسم... چه کنم؟ سرکشم و عصیان گر. کمی زمان نیاز دارم.
سکوت سخت است...
بعد از روز ها به وبلاگ خواهرم سری زدم.
راست می گوید...
همه محکوم می کنیم...
*** به نقل از فطرس***
فلسطین را دوباره زدند، و غزه را... و کودکان بی گناه را! اما من به شدت محکوم می کنم! توی اتوبوس هم که بودم شنیدم انگار چند نفر داشتند محکوم می کردند. امروز گوینده ی اخبار می گفت :رئیس جمهور نمی دانم کجا هم محکوم کرده...
تو نمی خواهی انفجار و کشتار و غَصب را محکوم کنی؟ باور کن اصلا سخت نیست (البته بماند که کمی زحمت دارد!) فقط چهره ات را در هم بکش و با صدای غمگین بگو : متاسفم ، محکوم می کنم!!!!!!
آخرش وقتی تمام فلسطین نامش شد دولت یا شاید جمهوری اسرائیل، باز هم محکوم می کنیم. مهم این است که ما به فکر برادران و خواهرانمان هستیم. مهم این است که به خودمان تکانی داده ایم، زحمتی کشیده ایم، حرفی زده ایم. کار بزرگی است، خیلی ها حتی همین را هم نمی گویند. باید به خودمان افتخار کنیم، باید تا آنجا که می توانیم محکوم کنیم!!!!!!
*** ***
چه سنگین دردی است حس کنی خنجری به قلب داری که برنده تر از نگاه نافذ مظلوم کودکی است که حیران و سرگردان به ما می نگرد...به دنیای پر هیاهو و مکر آدم بزرگ ها. - بار پرودگارا اگر بزرگواری این است هرگز طعمش را به ما نچشان -
همه محکوم می کنند؛
کوکا می خورند...
محکوم می کنند ؛
kent می خورند...
محکوم می کنند؛
کیت کت می خورند...
محکوم می کنند؛
وقتی جلویشان می گویی تحریم کنید، این ها گلوله ای می شود به سینه ی همین ها که قتل عامشان رو محکوم می کنید...
می خندند!! اسرائیل مگه بیکاره که از اینا حمایت کنه... اصلا کی گفته اینا به اسرائیل ربطی داره...
دیگر محکوم هم نمی کنند...
تقصیر خودشونه اصلا...میخواستن نذارن اسرائیلیا بیان....
هی هی هی ...
خدا رحمت کند امام را...
![]()
ComBat : پیکار. نبرد. زد وخورد. ستیز.مبارزه کردن. جنگیدن با.